وقتی کسی نمیبیند! روانشناسی تقلب
✅ وقتی کسی نمیبیند! روانشناسی تقلب : آزمایش مارشمالو
یکی از پژوهشهای معروف روانشناسی «آزمایش مارشمالو» است. در این آزمایش بچهها را در اتاقی با یک کلوچه تنها گذاشتند و به آنها گفتند: «میتوانند کلوچه را بخورند» و یا اینکه «پانزده دقیقه به کلوچه دست نزنند تا یک کلوچه دیگر هم جایزه بگیرند». برخی از کودکان با خویشتنداری به کلوچه دست نزدند و برخی عجولانه کلوچه را خوردند. پژوهشگر در سالهای بعد با مطالعه روی هر دو گروه از این کودکان به این نتیجه رسید، دستهای از کودکان که به کلوچه دست نزده بودند در بزرگسالی کنترل بیشتری روی رفتارشان داشتند، سالمتر بودند و حتی ازدواج موفقتری داشتند.
✅ وقتی کسی نمیبیند! روانشناسی تقلب: شیوع ویروس کرونا و رشد نمرهها!
با شیوع ویروس کرونا و تعطیلی مدارس، امتحانات دانشآموزان بهصورت غیرحضوری برگزار شد، فرزندانمان در صفحهٔ مجازی و بدونِ مراقب میتوانستند به سؤالات با رجوع به کتاب و یا با مشورت والدین و دوستان پاسخ دهند. اگر فرزندی دارید که درعینحالی که میتوانست با تقلب پاسخ آزمونهایش را بدهد؛ ولی این چنین نکرد، باید به شما آفرین بگویم، هم از برای دقتی که در تربیت او داشتهاید و هم برای سبک زندگیتان، چرا که چنین فرزندانی معمولاً در کنار والدینی پرورش مییابند که خود اینچنیناند.
اما من در این مدت والدینِ زیادی را دیدم که پابهپای فرزندانشان امتحان میدادند، در گروهی که همشاگردیهای فرزندانم حضور داشتند، همهٔ املاها 20 میشد! همهٔ سؤالات بهدرستی پاسخ داده میشد! دانشآموزانی که در کلاسهای حضوری معلمان را از کندآموزی عاصی کرده بودند، در این دوران، زیر سایهٔ آموزش غیرحضوری و خانهنشینی با پیشرفتی حیرتآور ره چندسالهٔ حضوری را چندماهه غیرحضوری طی کردند و در بیشتر آزمونهای آنلاین نمرات بالا کسب نمودند!
اگر شما جزء کسانی هستید که با خواندن این سطور با خود میگویید «اینو نگاه! مملکت رو خوردن تموم شده این داره از نمرهٔ امتحان املای بچهٔ من حرف میزنه!»، «تقلب نکنی، تقلب میکنن عقب میمونی!» یا «این همه سختگیری نوبر شه والله!» و…، اگر چنین خطوراتی در ذهنتان ایجاد شد، باید بگویم وقتی نتوانیم از یک «کلوچه» چشم بپوشیم چگونه میتوانیم از «مغازهٔ کلوچهفروشی» بگذریم؟! به نظر من همین وضعیت بهتنهایی پیشبینیکنندهٔ یک جامعهٔ فروپاشیده است! قبل از اینکه بهخاطر این نوشته سرزنشم کنید در خلوت خودتان به چند سؤال پاسخ دهید:
سؤال؟ چرا والدین از ترس نمرهٔ کمتر زانو به زانوی فرزندانشان امتحان دادند؟ آیا والدین کنونی بهعنوان گردانندگان فعلی جامعه در مواجه با رویدادهای مختلف هم چنین رویکردی دارند؟ کودکانی که در چنین تعاملی قرار گرفتهاند از والدین چه میآموزند؟ کودکان فوق که گردانندگان آینده کشور هستند، جامعه را چگونه اداره خواهند نمود؟ مسئولین تراز اولی که از این نسل به وجود میآیند، چگونه خواهند بود؟
پیام روشن این رویکرد در یککلام این است که وقتی کسی نمیبیند میتوان چشم بر روی درستکاری بست و برای رسیدن به هدف و مطلوب از هر وسیلهای بهره جُست! نتیجه چنین رویهای را در دو عرصهٔ فردی و جمعی میتوان بررسی کرد.
✅ وقتی کسی نمیبیند! روانشناسی تقلب : عرصهٔ فردی
اول، رفتاری که فرزندمان دراینخصوص از خود نشان داده است، نتیجه یک فرایند و سبک تربیتی است، او در طول سالهای گذشته آموخته است که وقتی کسی نمیبیند میتوان درستکاری و وجدان را زیر پا گذاشت و برای دستیابی به نفع بیشتر یا مطلوب و خواهش درونی به دغلکاری، فریب و تقلب متوسل شد. این فهم، به بیشترِ امور زندگیاش تعمیم خواهد یافت.
دوم، اگر شما بهعنوان والد به کمک فرزندتان شتافتید و او را در تقلبِ بیشتر و بهتر یاری رساندید ناخودآگاه دو پیام به او دادهاید:
الف) فرزندم در مواقعی که هم نظر بودیم میتوانی روی من حساب کنی، من همیشه در عرصههای سخت زندگی به تو کمک خواهم کرد تا اگر نتوانستی با سعی و تلاش به مطلوب خود برسی، با تقلب و تخلف دست یابی! پس زیاد خودت را خسته نکن، میتوان با نادرستکاری راحتتر و سریعتر به مقصود رسید!
ب) اگر وقتی کسی نمیبیند میتوان درستکاری را کنار نهاد، این «کس» دایرهٔ وسیعی مییابد و خود شما را هم بهعنوان «والد» در برمیگیرد، به این معنی که فرزندی که امروز آموخت وقتی کسی نمیبیند میتوان به هر وسیلهای به هدف رسید، اگر فردا نظرش با نظرتان در تعارض قرار گرفت، وقتی ندیدید آن خواهد کرد که مطلوبِ اوست، البته این را از خود شما آموخته است! پس اگر وقتی کسی نمیبیند (حتی بر خلاف نظر خود شما) فرزندتان خطاهای بزرگتری انجام داد فقط از خود گله کنید!

✅ وقتی کسی نمیبیند! روانشناسی تقلب : عرصهٔ جمعی
وقتی فرزند من امروز میآموزد میتواند با تقلب چند نمره بیشتر کسب کند، لذت حاصل از این رفتار، رفتارهای این چنینی آتی او را تقویت میکند. زینپس همهٔ مقاطع را با همین رویه طی میکند!
همو وقتی وارد جامعه میشود با همین سیاق رفتار میکند. اما آیا غائله به یک نفر و یک آزمون ختم میشود؟ بههیچوجه چنین نیست، وقتی تعداد زیادی بدون سعی و تلاش به مطلوب خود رسیدند، ناخودآگاه انگیزهٔ درستکاری دیگران تقلیل مییابد و متعاقب آن گروه بیشتری به این سیاق روی میآورند، بهنحویکه کمکم «رقابتی نانوشته» اما «بسیار جدی» در جامعه رخ میدهد و بیشتر مردم برای رسیدن به مطلوبِ خویش از هر وسیلهای بهره میگیرند. آنگاه هر کس در هر جایگاهی از موقعیت خود سوءاستفاده میکند.
در نتیجه کارگر از زیر بار کار در میرود! کاسب کم میفروشد! کارمند دیر میآید، زود میرود! بازرس هر تخلفی را با رشوه میپوشاند! معلم کلاس را به بطالت میگذراند تا زنگ پایان نواخته شود! پژوهشگر داده میسازد و مقالههای مبتنی بر تخیل منتشر میکند! شیخ بهشت را به بهای پیاز میفروشد! پزشک سر جان مردم به دلار چانه میزند و خلاف انسانیّت مطالبه میکند! قاضی طلا میستاند تا آروارههای حق را زیر سُمِ الاغِ باطل بشکند! شهردار زمینهای پشت خیابان جدید را به ثمنِ بخس قبل از شروع پروژه میخرد! نماینده رأی اعتماد به وزیر را با فلان مجوز شخصی تاخت میزند! وزیر قوانین یکشبه به نفع شرکتهای اقماری خود و دوستانش صادر میکند!
بالاخره هر کارهای شود بقیهٔ ملت را ناکار میکند و اسم این رویه را هوش! استعداد! توانایی! و عُرضه! میگذارد.

همهٔ ما در جمعهای دوستانه و خانوادگی نظریههای روشنفکرانهٔ حیرتآوری در خصوص عللِ عدمِ پیشرفتِ جهانِ سوم، فسادهای اقتصادی و اجتماعی، ناکارآمدی سیستم اداری و… ارائه میدهیم درحالیکه خود همواره در زندگیمان خشتبهخشت به دیوار کج این نابسامانیها افزودهایم! حقیقت این است ملت فاسد حاکمان فاسد را آبستن میشوند! حاکمان فاسد ملت را فاسدتر میکنند! و این دور تسلسل هم افزایندهای است که مُلک و مَلِک و ملّت را با هم به قعر میکشاند.
کلام آخر اینکه اگر ایمان داشته باشیم که «أَلَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَری: آیا انسان نمیداند که خداوند میبیند؟ (علق:14)»، بهیقین میرسیم که وقتی کسی نمیبیندی وجود ندارد و همواره خداوند ناظر اعمال ماست، آنگاه یقیناً در رویکردمان تجدیدنظر میکنیم…



